خرید بک لینک
اعظم طالقانی هم رفت.همه جا بود. در کتاب مهین محتاج خانم چادری سرخ و سفیدی بود که بچه معلول داشت. در کتاب های بلقیس سلیمان بود. در خاطرات محمد منتظری انجا که نگذاشت تنهایی به تظاهرت برود حضور داشت. بین

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: دوشنبه 13 آبان 1398 ساعت: 8:36

فردا جلسه مجمع عمومی داریم.

از صبح ساعت ۸ تا ساعت ۴ بی وقفه می دوم و کار میکنم بی هیچ استراحتی.

آدم اگر کار داشته باشد و نیمچه احترام و آرامش و حقوق عادی، باید خوشحال باشد.

مگر خوشحالی بایدی است؟

وقتی اینقدر می دوم در پایان روز احساس سرگیجه و تهوع و دل زدگی دارم.

شاید زیاده روی میکنم.

باید تمرکز کنمروی رزومه نوشتن و ترجمه مدارک تا پذیرش پست داکبگیرم. روحم نیاز به چالش جدید دارد.

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 7:51

هیچکس نیست...نه اینجانه بیرون..دور و برم را حداقل صد تا آدم گرفته اند که حداقل بیست تایشان دعوی نزدیکی و صمیمیت دارندولی وقتی دلم میخواهد با یکی یک دل سیر درددل کنم هیچکس نیست.هیچکس نیست که بی خیال قض

برچسب: نویسنده: آبتین کمالی تاريخ: شنبه 4 آبان 1398 ساعت: 7:51

صفحه بندی